Socio-Political Activist, Fifth Grandson of Mahatma Gandhi: Arun Manilal Gandhi Interview

ساشا بویارسکایا: اگر همه چیز را فرار کنم ، پس پشت خط پایان چه اتفاقی می افتد؟

اگر می دانید چگونه افراد را در متن ببینید ، نه اینکه بین خطوط را بخوانید و با دقت از خط به خط دیگر بپرید ، مطمئناً دیر یا زود با این انرژی و نیرویی که از آنها ناشی می شود ، عجین خواهید شد. برای من ، ساشا بویارسکایا همیشه یک فضای فردی بوده است ، شخصی که مردم چندین سال است او را در متن اجرا ، متون نافذ در شبکه های اجتماعی و عکس هایی که روح دارند ، مشاهده می کنند.

> و حتی اگر کسی بگوید که این آبراهه کاملاً بزرگ شده است ، پس از خود این س askال را بپرسید: آیا در زمینه مسافت ماراتن ، کل زندگی و دامنه جهان به اندازه کافی بزرگ است؟

برای ما بو بیش از سردبیر Afisha ، مشاور خلاق نایک ، وبلاگ نویس و مادر است. اول از همه ، او شخصی است که تماشای تاریخچه و پیشرفت او بسیار جالب است. بنابراین ، مهم نیست که چه موقع همه چیز را برای لذت بردن از مصاحبه به تعویق می اندازید ، به آن فکر کنید ، شاید داستان عشق شما با دویدن ، مسکو و خود شما با آن شروع کنید؟

ساشا بویارسکایا: اگر همه چیز را فرار کنم ، پس پشت خط پایان چه اتفاقی می افتد؟

عکس: والریا شوگورینا ، قهرمانی

- در یک یا شاید بیش از یکی از مصاحبه های خود ، شما گفتید که رابطه شما با دویدن آغاز شده است وقتی در لندن بودی و اولین چالش دویدن نیمه ماراتن در سانفرانسیسکو بود. چگونه درگیر این همه ماجرا شدید؟

- در برهه ای از زمان ، زندگی شخصی من را برای چندین سال به لندن آورد. دور و اطراف زیاد می دوید ، اما هرگز از ذهنم دور نمی شد که بپیوندم. اما پیاده روی در مسافت های طولانی - به عنوان مثال پیاده روی در یک ماراتن برای امور خیریه - به نظر من ایده بسیار خوبی بود. و هنگامی که موضوع ماراتن ، دویدن و مسافت در یک مکالمه در مهمانی راه اندازی کفش ورزشی جدید نایک مطرح شد ، من در مورد این تجربه صحبت کردم. و سپس به من پیشنهاد شد که از پیاده روی به دویدن روی بیاورم. من به دلایل زیادی موافقت کردم. هر بار موارد مختلفی را به یاد می آورم ، اما نکته مهم این بود که نیمه ماراتن زنان نایک در سانفرانسیسکو با بنیاد مطالعه سرطان خون و سرطان لنف ، که پدربزرگ من داشت ، همکاری می کرد. به نظر من رسید که این به من کمک می کند تا به او نزدیکتر شوم - شروع به دویدن در حمایت ، از جمله این بنیاد می کنم و فکر می کنم اگر من کاندید شوم ، او بهبود می یابد. من دویدم پدربزرگ دو ماه پس از آن درگذشت. به نظر می رسید که حدس من کمکی نمی کند ، اما من می فهمم که هر دوشی که من طی این شش ماه قبل از مرگش می رفتم ، مربوط به او و سر او بود. این به من کمک کرد تا به او نزدیکتر شوم ، از نوعی مانع با او عبور کنم ، و وقت داشته باشم قبل از مرگ به او بگویم که چگونه او را دوست دارم. دویدن به من آموخت که با او باشم و به من کمک کرد کلمات درست را پیدا کنم قبل از اینکه خیلی دیر شود.

ساشا بویارسکایا: اگر همه چیز را فرار کنم ، پس پشت خط پایان چه اتفاقی می افتد؟

عکس: والریا شوگورینا ، قهرمانی

- روند دوندگی در آنجا (خارج از کشور) چقدر با ما متفاوت است؟ اگر مسکو با همه پارک ها ، خیابان های فرعی و کافی شاپ های خود برای توقف چاله ها وجود نداشته باشد ، دوست دارید کجا بدوید؟

- من خیلی دوست دارم که روند دویدن در مسکو و در دوران معاصرجهان یکسان است ، اگرچه پیش نیازهای این امر متفاوت است. مسکو ، به طور کلی ، یک شهر فوق العاده سریع و پیشرفته است: اگر یک دانه از ابتدا بریزید ، جنگل بلافاصله شکوفا می شود. در آمریکا و اروپا ، این جنگل سال به سال منطقی رشد کرده است. در آنجا ، دویدن به حدی توسعه یافته است که در میان دونده ها تنوع ، تنوع خاص خود را دارد ، شما چیزهای مختلفی می خواهید و تعداد کافی دونده از همه نوارها و توانایی ها وجود دارد که به چیزهای مختلف علاقه مند هستند. در واقع ، در کشور ما ، دویدن چنان توسعه نیافته است که لازم است فقط برای اسیر کردن گروه جدیدی از افراد مبتلا به دویدن ، این مورد متفاوت را اختراع کرد ، به طوری که یکی از آنها همچنان در حال دویدن باشد. من دوست دارم جایی که آرام است بدوم - جایی که صبح زود است ، جایی که تعداد کمی از مردم وجود دارد ، جایی که قهوه خوب وجود دارد و مهم نیست که من با شلوار استرچ عرق کرده یا یک لباس هوشمند آمدم. همه جا هست من هم عاشق مکان و مسیرهای عادی هستم. سازگاری از این جهت خوب است که به تلاش احتیاج ندارد و به شما اجازه می دهد تا روی روند کار تمرکز کنید. تنوع خوب است زیرا ایده های جدیدی ایجاد می کند. اگر من در مسکو نمی دویدم ، جایی - که جایی که بودم - می دویدم.

ساشا بویارسکایا: اگر همه چیز را فرار کنم ، پس پشت خط پایان چه اتفاقی می افتد؟

عکس : والریا شوگورینا ، قهرمانی

- چه چیزی برای شما پیش می آید: مراسم ، چالش ، عادت یا حالت؟ آیا حس دویدن شما با گذشت زمان تغییر کرده است؟ اکنون در مورد این فرآیند چه احساسی برای خود دارید؟

- دویدن بخشی از زندگی من است. و این همه. بعضی اوقات بیشتر ، گاهی کمتر از اهمیت. گاهی اوقات اولویت تغییر می کند ، گاهی برمی گردد. من مراحل زیادی از رابطه با خودم و زندگی و دویدنم را پشت سر گذاشتم. این سرگرمی ، نجات ، حل مسئله ، کار ، سرگرمی ، اشتیاق ، عادت بود. وقتی نتوانستم بدوم رنج کشیدم. من وقتی نمی خواستم بدوم رنج می بردم. حالا که دلم خواست دویدم. من می دانم که بعد از دویدن احساس خیلی خوبی دارم ، احساس می کنم بیشتر کامل ، جمع شده و پر شده ام. کمتر اضطراب دارم ، بهتر فکر می کنم. دانشی که دویدن به من می دهد ، و من هرگز از اینکه برای فرار از خانه بیرون پشیمان نیستم ، دلیل می شود که بارها و بارها برای فرار از خانه بیرون بروم.

- آیا فوراً موفق به فرار شدید؟ راه درست را دویدن ، احساس بد یا خستگی نکردن؟ یا آیا کیفیتی است که به دلیل این واقعیت است که دویدن بخشی از زندگی شما شده است؟

- شروع بلافاصله دویدن کاملاً غیرممکن است در حالت ایده آل - برای اینکه خسته نشوید ، صدمه نبینید ، سرخ نشوید. به عنوان مثال ، عضلات لازم باید ظاهر شده و به طور کلی کار کنند. و هفته های اول دشوارترین هفته ها هستند: تمام وقت من می خواهم بارها و بارها بدوم ، چون سرخوشی ، چون باز کردن ، زیرا دویدن خیلی باحال است! و بلافاصله گرفتگی پریوستئوم و همه موارد. برای دویدن ، تا خسته نباشم و احساس خوبی نداشته باشم ، اخیراً موفق به موفقیت شدم - وقتی سرعت ، اعداد ، زمان را کاملاً متوقف کردم و هنگام دویدن شروع به صحبت کردن کردم. با مکالمه هنگام دویدن ، می توانم زیاد بدوم ، زیرا این سرعت ، راحتی من است.

ساشا بویارسکایا: اگر همه چیز را فرار کنم ، پس پشت خط پایان چه اتفاقی می افتد؟

عکس: والریا شوگورینا ، قهرمانی

- آیا از کودکی بچه ورزشی بودید؟ همه این بخشها ، محافل ، تعهدهفته ها سه بار درس تربیت بدنی - چطور با شما بود؟

- سخت است که بگویید من کودک ورزشی بودم. از یک طرف ، من یک دختر شکننده بسیار کم رنگ و عینکی بودم که یک سری کتاب در سر داشت ، از طرف دیگر اسکی را دوست داشتم و همیشه اولین کسی بودم که اسکی می کردم. من برای امتحان کردن به یک مدرسه دو و میدانی دعوت شدم ، اما در عوض درجه بالایی از نزدیک بینی و رهائی از تربیت بدنی داشتم. و خداحافظی از هر ورزشی - به هیچ وجه در افق من ، در محیط من نبود. من از 16 تا 22 سالگی در "آفیشا" کار می کردم - و دقیقاً یادم است که این ورزش ، به جز یک دوچرخه سواری کوچک ، سیاره دیگری بود ، کاملا وحشی و جالب.

- تابستان امسال پسرتان شرکت کرد در مسابقه کودکان. چه چیزی برای شما مهم است که به او منتقل کنید یا حتی ، فکر می کنید دویدن چه چیزی می تواند در او ایجاد کند؟ آیا مثال در حال اجرا شما تاثیری در او دارد؟

- اریک هنوز هم یک کودک نوپا است ، او هنوز حتی به طور واضح صحبت نمی کند. از کجا می دانم اصلاً چه نوع تأثیری روی او دارم - فکر کردن در مورد 20 سال دیگر امکان پذیر است. در حالی که من سعی می کنم تعادلی بین آنچه برای من جالب است انجام دهم با او ، آنچه برای او جالب است انجام دهیم و آنچه برای ما جالب است که با هم انجام دهیم است. برای او به نظر می رسید که دویدن سرگرم کننده است - اگرچه او در پایان بیش از یک مدال به بادکنک شخص دیگری علاقه داشت. هیچ چیز ، آن را برای مسابقات دیگر به یاد می آورم. در مورد تربیت ، بسیار خوب است اگر دویدن از همان کودکی در زندگی او ادغام شود. به نظر من این یک عادت سالم است ، از جمله مواردی که می توان در شرایط دشوار زندگی به آن اعتماد کرد.

ساشا بویارسکایا: اگر همه چیز را فرار کنم ، پس پشت خط پایان چه اتفاقی می افتد؟

عکس: والریا شوگورینا ، قهرمانی

ساشا بویارسکایا: اگر همه چیز را فرار کنم ، پس پشت خط پایان چه اتفاقی می افتد؟

عکس: والریا شوگورین ، قهرمانی

- برای بسیاری ، دویدن اساساً مربوط به سلامتی است ، بسیاری از افراد شروع به دویدن می کنند تا از نظر زیبایی شناختی از خارج خوشایندتر و قویتر شوند ، و ماندگاری داخلی بیشتری داشته باشند. فکر می کنید دویدن چه مهارت هایی در شما رشد می کند؟ برای شما ، این بیشتر به قدرت داخلی مربوط است یا قدرت خارجی؟

- برای من ، دویدن ارتباط زیادی با خارجی ندارد. ما خودمان را از روی سر خود ارزیابی می کنیم - اگر همه چیز در آنجا مرتب باشد ، پس از آن نیز ظاهر زیبا به نظر می رسد. یا میل مثبت به انجام کاری وجود دارد. ارزیابی منفی از ظاهر معمولاً خوب نیست. دویدن فقط به تغییر سر شما برای شروع کمک می کند. من شروع به دویدن کردم و چیزی داشتم که به آن افتخار می کردم. بدن من ، بدن خارجی من ، معلوم شد که قادر به برخی از چیزهای جالب است ، و من به خاطر آن عاشق او شدم. اما این فقط یک نمونه است. به طور کلی ، دویدن بعد دیگری به زندگی می دهد ، پارامتری که جایگزین هر چیز دیگری نمی شود ، بلکه مکمل آن است.

- بهبودی پس از تولد پسرتان برای شما چقدر دشوار بود؟ آیا این می تواند دور جدیدی در تاریخچه دویدن شما محسوب شود؟ چه چیزی تغییر کرده است؟

- اولین دویدن پس از تولد اریک را به خوبی به خاطر دارم: او دو ماهه بود ، اولین برف بارید و من سه کیلومتر دویدم. این بسیار دشوارتر از دویدن بار اول بود. فکرهایی در ذهنم بود ، انتظارات از خودم ،مقایسه با روحیه "و با این حال من 50 کیلومتر در کوه دویدم ، و حالا چه؟". من همچنین به اریک فکر کردم - این اولین باری بود که به گونه ای از او جدا شدم و این احساس جدیدی بود. دور تاریخچه دویدن - قطعاً. من انتظار ندارم که یک بار دیگر در کوه ها فوق ماراتن را اجرا کنم و صبح روز بعد بدون خواب یک ماراتن بدون پایان در آفتاب سوزان را اجرا می کنم. من واقعاً نمی خواهم. نه تنها بدن و شکل و حالت تغییر کرده است ، بلکه سر ، خواسته ها ، اهداف ، معانی ، دلایل نیز تغییر کرده است. از خودم می پرسم چرا کاری می کنم؟ پیش از این ، من فقط به ماجراها می پریدم - اکنون با درک اینکه چرا و به کجا منجر می شود ، کاری انجام می دهم. حتی اگر این ماجراها باشد ، باید بخشی از کل تصویر باشد ، و نه لحظه ای اکنون ، بلکه ممکن است اتفاق بیفتد. من فقط مسئول خودم نیستم - در هر دویدن. این فرایند برای من مهمتر است ، این 15 ، 20 ، 30 دقیقه آهسته دویدن توسط خودشان.

- در همه این دوره ، بالاخره نشاط ظاهر شد. همیشه بیدار شدن از صبح برای شما خیلی آسان بود ، یا اریک اینقدر تحت تأثیر قرار گرفت؟ در واقع ، برای بسیاری ، طلوع صبح قبل از آموزش یک نمایش کامل است ...

- من صبح زود را دوست دارم. صبح صاف ، روشن ، تمیز است. من یک فرد صبح هستم من عاشق روز هستم. "Vivacity" پروژه ای در مورد آنچه بعد از تولد نوزادم از دست داده بودم است. بسیاری از موارد به یک باره از دست رفته بودند - وقت آزاد ، برداشت های جدید ، گپ زدن در حال فرار و بیش از یک فنجان قهوه ، آشنایی و مکان های جدید ، دویدن منظم و نوعی تجارت انجام چنین پروژه ای در حال اجرا منطقی بود. اگر بدانید چه چیزی در انتظار شماست ، بیدار شدن از خواب راحت تر می شود. این یک بار "تجربه مثبت" - انجام یکبار انجام آن بار دوم آسان تر است.

- در مورد قهوه چطور؟ عشق شما به این نوشیدنی چگونه بوجود آمد؟ آیا می توانید خود را یک غذای لذیذ قهوه بنامید و بلافاصله چند مکان برای بهترین نوشیدنی ها پیشنهاد دهید؟

- من یک غذای خوشمزه قهوه نیستم. من طعم قهوه ای را که برای من مناسب است پیدا کرده ام - و به دنبال آن هستم. این قهوه تفت سبک تری است و از مزه تلخی آن در اکثر کافی شاپ های زنجیره ای کمتر است. نه تنها سلیقه برای من مهم است ، بلکه مکان نیز مهم است. من واقعاً عاشق "مرد و بخارپز" ، کافه "Progress" ، "Val Coffee" ، "Espressium" و "Cooperative" Black "هستم. صادقانه بگویم ، نوشیدن قهوه برای من آسان تر از نوشیدن قهوه در جای دیگری است که طعم خوبی ندارد. و من با خود فنجان را متوقف کردم - فقط در یک کافه قهوه می نوشم. این اغلب قهوه فیلتر یا اسپرسو است.

به نظرم می رسد که قهوه یک نوشیدنی بسیار باز و دعوت کننده است. یک آیین سکولار ، یک رسم یا چیزهای دیگر. روشی آسان برای گپ زدن با کسی یا یافتن دوستان خود. اولین کاری که در یک شهر جدید در روسیه انجام می دهم جستجوی کافی شاپ جالب است. آنها در مناطق هستند ، همیشه اینستاگرام دارند. من به آنجا می روم ، پنج دقیقه در مورد قهوه گپ می زنم ، "دوستانم" را می شناسم و می پرسم: بنابراین ، غذای خوشمزه ، همکار ، گالری ، موزه ، کجا زیبا است؟ معمولاً مشاوره به نقطه مورد نظر می رسد. کافی شاپ به سومین مکانی تبدیل شده است که روسیه فاقد آن است. عالی است.

ساشا بویارسکایا: اگر همه چیز را فرار کنم ، پس پشت خط پایان چه اتفاقی می افتد؟

عکس: والری شوگورین ، قهرمانی

- وابستگی به جامعه در حال اجرا کمک می کند تا مرزها را بشکنید ودوست پیدا کنید؟ به ما بگویید چه احساسی نسبت به داستان هایی مانند #bridgethegap ، مهمانی های ماکارونی یا جرعه جرعه جرعه پس از مسابقه دارید. چه تعداد آشنای جالب و جالب با افراد جالب این جلسات را به شما داده اند؟

- اگر دویدن نباشد زندگی من کاملاً متفاوت خواهد بود. یک جنبه شخصی وجود دارد - تغییرات داخلی. اما یک داستان اجتماعی وجود دارد - در حال اجرا و جامعه ای که اینستاگرام به یکدیگر متصل می کند. قدرت هشتگ ها زمانی خارق العاده است که داستان درونی یک جامعه باشد ، جامعه ای از مردم که خود به دنبال افراد همفکر هستند. هنرمندان دزدکی حرکت و نقاشی های دیواری از نیویورک ، دی جی ها و شاعران از لندن ، هنرمندان و طراحان از پاریس ، کپنهاگ ، استکهلم ، سئول ، توکیو ، بلگراد - آنها می خواستند با هم بدوند و در کنار هم باشند ، در مورد کار بحث نکنند ، بلکه در محیط خودشان باشند. دونده هایی خلاق که در سراسر دنیا ماراتن می دوند و سپس با هم به گونه ای می رقصند که خود را فراموش کنند. این هم داستان من بود - یک داستان بسیار مهم من! من مربیان ، دوستان ، معلمان و الگوهای #BridTheGap را در حرکت باشگاه ها و تیم های در حال اجرا یافتم. و بسیاری از ماجراهای سرگرم کننده. ماجراجویی هشتگ ادامه دارد و من احتمالاً دوباره به آنها ملحق می شوم ، اما بعداً ، وقتی می خواهم دوباره در ماراتن های سراسر جهان سوار شوم.

ساشا بویارسکایا: اگر همه چیز را فرار کنم ، پس پشت خط پایان چه اتفاقی می افتد؟

عکس: والریا شوگورینا ، قهرمانی

- بسیاری از مردم می گویند که بهترین برنامه های آموزشی و کتاب های مربوط به دویدن کتاب های درسی شوروی برای مدارس و دانشگاه ها است ، موافق نیستید؟ آیا در مورد دویدن می خوانید؟ اگر بله ، به ما بگویید چه کتاب ها یا مقاله هایی می توانند روی درک شما و دیدگاه شما تأثیر بگذارند؟

- راستش - من کتابهای درسی در حال اجرا در شوروی نخوانده ام. هیچکس. بهترین برنامه تمرینی من در برنامه NRC وجود دارد - این برنامه با نیازهای من سازگار است و هر بار اجرا را در نظر می گیرد. اما من زیاد در مورد دویدن خواندم. درک من بسیار تحت تأثیر بیوگرافی تد کوربیت بود ، و او برای من یک قهرمان مطلق ، بت درونی من در دویدن است. من اغلب وقتی به سختی مسابقه می دهم به او و زندگی اش فکر می کنم. بیشتر و بیشتر کتابها در مورد دویدن وجود دارد - کتاب بسیار مهمی که اخیراً توسط انتشارات کودکان Samokat منتشر شد - این کتاب توسط نویسنده دونده El Beyrten نوشته شده است ، که ستون هایی را برای دنیای Runner می نویسد. کتاب اجرا و زندگی کن درباره دختری نوجوان است که عالی می دود و قهرمان می شود - ارزش خواندن را برای افکار لرزانانه ای که درباره دویدن فرموده است ، دارد. این کتابی است که توسط نویسنده ای اداره می شود ، نه آهسته دوستی که می نویسد - کتاب دوم در زمینه ادبیات در حال اجرا است و ارزیابی سواد این کتاب ها برای من دشوار است. چند مجله فوق العاده دیگر در حال اجرا وجود دارد که من آنها را متعجب می کنم ، مانند مانند باد . و مجله واگرد - درباره ذهنیت من ، درباره من.

- اگر می توانید فقط یک داستان کوتاه از زندگی خود بگویید ، تا مردم بفهمند چرا شما دویدن را انتخاب کرد (یا او شما را انتخاب کرد؟) ، چه می گویید؟

- دویدن رسانه من شده است. من نویسنده ای هستم که حتی یک کتاب هم ننوشته ام. در حالی که هست فکر می کنم دویدن شیوه بیان من شده است: من تغییر می کنم و تغییر می کنم.این همان کاری است که من در دویدن برای دیگران انجام می دهم. پروژه های من ، هر یک از آنها ، در حال اجرا بازتاب آنچه اتفاق می افتد برای من و در ذهن من است. دویدن به من فرصتی داد تا زندگی کامل تری داشته باشم ، صادقانه آنچه را دوست دارم به اشتراک بگذارم و - من به این اعتقاد دارم - تا مردم اطرافم را شادتر کنم.

- ساشا ، لطفا از محبوب خود برایمان بگوی پروژه در حال اجرا اکنون مارک ها نه تنها با تبلیغ فعال این یا آن محصول کار می کنند ، بلکه بیشتر در فکر این هستند که چگونه می توانند مخاطبان خود را در سطح جهانی الهام بخشند ، تا آنها را عاشق فلسفه شرکت خود کنند. آیا چنین عشقی با نایک داشتید؟ چه مبارزاتی ، علاوه بر آنهایی که خود شما در آنها شرکت کرده اید ، بیشترین خاطره را دارید؟

- اگر نایک و یک نگرش خاص ، خاصیت خاص ، کمی احساس عشق من برای دویدن نمی شد پانک ، کمی عجیب ، عمیق ، همه کاره ، تازی ، سرزنده. دویدن در زندگی من همه چیز را یک باره داشت ، و این به این دلیل بود که این یک داستان در مورد دویدن با افراد نزدیک به من در Nike Running بود. من می دانم که افراد نسبت به مارک های بزرگ چقدر منتقد هستند و ظاهراً چگونه مارک های مغزی شسته می شوند. اما نمی ترسم به نظر می رسد پرمدعا باشد ، زیرا صمیمانه است: در سال 2014 ، من خال کوبی کردم به شکل Swoosh ، آرم Nike swoosh ، جایی که معمولاً روی تی شرت اتفاق می افتد. من عاشق این هستم که چگونه می توانید در کاری که من در کار انجام می دهم به درخواست درونی خود پاسخ دهید. در سال 2012 ، من یک انجمن آنلاین دختران به نام Rainbows & Unicorns Running Club با رنگین کمان و تک شاخ ایجاد کردم - این همه چیز در مورد دختران ، میموزاهای خط پایان ، ماراتن زنان در سانفرانسیسکو و لذت محض دویدن بود.

یک پروژه وجود داشت: "92 روز تابستان" - کمپین تابستانی نایک ، که من خودم ، از ایده تا اجرا ، با سه عکاس انجام دادم. پروژه "شهر برای دویدن" - که اکنون ما در حال انجام آن هستیم ، این شهر به عنوان یک زیرساخت ایده آل برای اجرا است ، جایی که هر کافی شاپ به باشگاه شما تبدیل می شود ، شما فقط می خواهید. اکنون ما رویای قدیمی خود را به راه انداخته ایم: مراقبه ای که به دنبال آن انجام می شود. همه اینها پاسخی است ، از جمله به درخواست داخلی من ، به نیاز من به چیزی. ارتباطات ، جامعه ، شرکت قهوه صبحگاهی ، اکتشافات شهری. مهم است که همیشه درخواست های جدیدی در داخل وجود داشته باشد ، زیرا من در حال تغییر هستم. گیر افتادن در یک فرم و ادامه دادن همان کار سال به سال کمی ترسناک است. سازگاری اگر منظم باشد می تواند عالی باشد ، اما نایک یک شرکت ثابت نیست. نایک همیشه دو سال از همه جلوتر است. خوب ، یا حداقل یک سال و من به آن افتخار می کنم. برای فعالیت های ورزشی. طرح یک چیز جدید دشوار است: به طور کلی دو رویکرد وجود دارد ، یا خودتان را بزنید یا بالا بروید. یافتن بینش جدید یک موفقیت بزرگ برای یک آژانس تبلیغاتی است. من بیشتر تحت تأثیر پیام قرار می گیرم - در کمپین نایک "ساخته شده از ..." ، فیلم های ساده Just Do it ، داستان دونده نابینا لنا فدوزئوا. همیشه تبلیغات "مانند یک دختر" باعث غبغب می شود. معنی مهم است - اگر وجود داشته باشد ، و این جهانی استنعمتی که یک قهرمان نزدیک به من پخش می کند - من فروخته شده ام!

- بسیاری از دوندگان ادعا می کنند که همه چیز با کفش های کتانی شروع می شود. اولین باری که برای دویدن رفتید چه بود؟ آیا مجموعه بزرگی از کفش ورزشی در خانه دارید؟ به ما بگویید کدام مدل ها مورد علاقه مطلق شما قرار گرفته اند.

- اولین کفش های کتانی من Nike Free بودند - آبی سوراخ کننده ، بندهای نارنجی ، آنقدر زیبا که به محض برداشتن آنها را پوشیدم و از آن زمان - بیش از هفت سال می گذرد - من فقط چند بار کفش بدون دویدن پوشیدم ، بدون احتساب برف تا زانو یا گرمای 40 درجه. اولین عشق واقعی من ، و در نگاه اول ، فکر می کنم - کفشی برای دوندگان ماراتن است که در المپیک 2012 لندن ظاهر شد. در بهار سال 2013 در هفته های مد پاریس و نیویورک ، این کفش از عکاسی ترین جفت کفش بود که قبلاً غیرقابل تصور به نظر می رسید: کفش دویدن در هفته های مد به عنوان هدف اصلی سبک خیابانی؟ بیش از سه سال است که از آنها نمی خزم. من 8 یا 9 جفت رنگ مختلف داشتم.

سپس یک دوره پرتاب وجود داشت ، زمانی که شروع کردم به دویدن و رقصیدن کمی کمتر ، و مدلهای مختلف را امتحان کردم ، تا اینکه Lunar Epic بیرون آمد - عشق شماره دو. من فکر می کنم آنها فرار من را در دوران بارداری نجات دادند و من را هل دادند تا بدوم. اکنون ، برای اولین بار ، به این فکر افتادم که از پنج کیلومتر آرام به نیمه ماراتن بروم یا دوباره سعی کنم سریعتر بدوم - و من از Nike React به سمت سریع Nike Pegasus Zoom Turbo حرکت می کنم. من هنوز نمی دانم که آیا برای سرعت و آموزش آماده هستم ، اما هیچ کس من را آزار نمی دهد تا فقط کفش های ورزشی و توانایی های خود را آزمایش کنم.

ساشا بویارسکایا: اگر همه چیز را فرار کنم ، پس پشت خط پایان چه اتفاقی می افتد؟

عکس: والریا شوگورین ، قهرمانی

من البته یک دونده ماراتن هستم. من دوست ندارم تا حد مجاز بدوم ، زیرا در زندگی من چیزهای فراتر از دویدن وجود دارد. اگر همه چیز را برای دویدن بگذارم ، پشت خط پایان ، جایی که همه چیز دیگر در انتظار من است ، چه خواهد شد؟

Suspense: I Won't Take a Minute / The Argyle Album / Double Entry

پست قبلی این آسانتر نخواهد بود: سلام ، آلیس. به من کمک کنید کفش های دویدن خود را انتخاب کنم
ارسال بعدی آزمون: آیا می توانید یک ماراتن را پشت سر بگذارید؟