Eurotrip دیوانه: چگونه از رم به آمستردام برویم کاملا رایگان؟

دو هفته پیش ، 200 تیم دانشجویی از 60 کشور خارق العاده ترین سفر زندگی خود را آغاز کردند. در هفت روز ، هر یک از تیم ها باید از یکی از شهرهای آغازین - مادرید ، بوداپست ، منچستر ، رم یا استکهلم به مقصد خود ، آمستردام برسند.

بچه ها ارتباط تلفن همراه و پول با خود نداشتند - اینها قوانین. تنها ارز آنها بانک های ردبول بود. آنها با کمک مبادله خود هر آنچه را که لازم داشتند دریافت می کردند: بلیط ، غذا و حتی یک شب اقامت در هتل. در این سال روسیه همزمان با پنج تیم به نمایندگی انجام شد. ما با یکی از اعضای تیم نوسیبیرسک سیبری سرگئی گراوچنکو صحبت کردیم ، و او جالبترین جزئیات مربوط به کد Eurotrip با نام کد Red Bull را فاش کرد. آیا می توانید آن را بسازید؟ .

- چگونه در مورد چنین سفری تصمیم گرفتید؟ چه کسی آغازگر بود؟

سرگئی گراوچنکو ، کاپیتان تیم سیبری: من آغازگر آن بودم. دو سال پیش فهمیدم که چنین پروژه ای وجود دارد. اما در آن لحظه او دانشجوی سال اول تحصیل بود و به اصطلاح می گفت ، کاملاً شرایط را برآورده نمی کرد. بنابراین ، من از حاشیه نگاه کردم ، تحسین کردم ، برای ما و این واقعیت که در اصل ، چنین داستانهای جالب وجود دارد ، خوشحال شدم. و حالا ، دو سال بعد ، سرانجام توانستم گشاده شوم و با دوستانم به ناشناخته ها بروم. می دانستم که مطمئناً قادر به توافق با کسی خواهم بود ، می توانم بدون پول زنده بمانم و در شرایط غیرمعمول برای من ، به طور کلی از نظر ذهنی آماده شدم! همه اینها منجر به این واقعیت شد که ، با دیدن اعلامیه مجموعه جدید در پایان سال گذشته ، فهمیدم که زمان آن فرا رسیده است. حالا یا هرگز این تنها شانس من بود. دیگر چیزی باقی نمانده بود: برای جمع آوری یک تیم. لازم بود دو دوست پیدا کنم که موافق باشند. اولین چیزی که به ذهنم رسید لرا بود ، زیرا او انگلیسی عالی صحبت می کند و ایتالیایی را یاد می گیرد. تنها چیزی که باقی مانده این بود که او را متقاعد کنیم و به او هشدار دهیم که این راهی برای خروج از منطقه راحتی او خواهد بود. با اندوه در نیمه ، من موفق به انجام آن شدم. جای سوم برای مدت طولانی خالی بود: بچه ها از شرکت در آن ترس داشتند. و در اول ژانویه فهمیدم که باید عمل کنم. همانطور که ساعت 12 شروع شد ، من به شبکه اجتماعی رفتم و لیست دوستان آنلاین را مرور کردم. اینگونه اریک را پیدا کردم. او حتی یک دقیقه فکر نکرد ، بلافاصله گفت: بیایید برویم! و این تیم ما است.

- در طول آماده سازی ، احتمالاً شک داشته اید؟

- لرا مسئول شک و تردید در تیم ما است. او حتی به بهانه موافقت کرد: ما به هر حال از پس کار برنخواهیم آمد ، زیرا برنامه های زیادی وجود داشت. به دلایلی ، در زمان آماده سازی کاملاً مطمئن بودم. من تصمیم گرفتم که درخواست های زیادی برای شرکت از روسیه ارسال نشود و ما قطعاً به یکی از پنج مکان خواهیم رسید. بعداً مشخص شد که تعداد زیادی برنامه کاربردی وجود دارد ، بنابراین ما مجبور شدیم تلاش کنیم. بنابراین ، لازم بود که جلو برویم و به آنچه اتفاق خواهد افتاد فکر نکنیم. همانطور که می گویند تردید وجود دارد.

- آیا نمونه ای وجود داشت برنامه اقدام؟

- تقریباً نه. ما فقط می دانستیمکه لرا ما آرزوی دیدار از ایتالیا را دارد و قصد دارد مسیری را از طریق این کشور ایجاد کند. در ابتدا اطلاعاتی مبنی بر شروع کار ما در بوداپست وجود داشت ، اما سپس به رم منتقل شدیم. بنابراین ، رویای لرینا محقق شد و ما به هیچ چیز زنجیر نشده بودیم. هیچ برنامه ای برای سفر وجود نداشت. یک ساعت و نیم قبل از شروع ، نقشه را باز کردیم و فکر کردیم. ما در مورد اینکه در اروپا چه کاری باید انجام دهیم ، کجا باید به اتومبیلرانی برویم ، بررسی کردیم که مشخص شد ما هنوز اشتباه می کردیم.

- کجا زندگی می کردی و می خوابیدی؟ به طور کلی ، آیا یافتن مکان برای شب دشوار بود؟

- زندگی و خوابیدن سخت ترین سوال در تیم ما است. ما این مسئله را به صورت نورد حل کردیم ، یعنی عصر که مدیریت هتل رفت. اما کارمندان معمولاً می گفتند که نمی توانند چنین تصمیمی بگیرند ، و رئیس تلفن از تلفن امتناع می ورزند. شب اول در یک پمپ بنزین در نزدیکی رم گیر کردیم: کسی جاده را انتخاب نکرد و هتل های اطراف ما مجاز نبودند. بنابراین ، ما در پمپ بنزین در کیسه های خواب می خوابیم. چندین بار در ایستگاه قطار ، روی نیمکت های پارک ، در پارکینگ دوچرخه نزدیک ایست بازرسی خوابیدیم. شب آخر را به طور غیرقانونی در هاستل گذراندیم. این یک لذت بود.

- آیا بیشتر اوقات از اتومبیلرانی خارج می شدید؟

- نه ، کاملاً نه. اولین حرکت ما واقعاً اتومبیلرانی بود. اما ایتالیایی ها این حرفه را به هیچ وجه دوست ندارند و اتومبیلرانی در اتوبان ها ممنوع است. در بولونیا ، ما از مردم خواستیم که بلیط قطار برای ما بخرند و به همین دلیل به آنها بانک های ردبول دادیم. بعداً در ورونا ، یک تیم گفت که امکان مذاکره با کنترل کننده و رانندگی پشت بانک وجود دارد. چرا بلافاصله به آن فکر نکردیم؟ بنابراین ما از ورونا به مونیخ ، از مونیخ به نورنبرگ ، سپس به کلن و آخن رفتیم. فقط در آن صورت بود که به اتومبیلرانی رفتیم. به نظر می رسد که بیشتر سفر با قطار بوده است. در کل ، ما 772 یورو برای قطارها هزینه کرده ایم ، زیرا ما قطارهای سریع و حتی یک بار در کلاس اول استفاده کردیم. به نظر من ، این بسیار جالب است.

- آیا به طور کلی مذاکره با مردم برای دریافت خدمات برای بانک ها دشوار است؟ آنها چه واکنشی نسبت به این نشان می دهند؟

- نه. اغلب اوقات ، حتی به Red Bull نیز نیازی نبود ، آنها آن را به عنوان یادگاری مصرف می کردند. اکنون آلمان را می پرستیم: موفق شدیم هر کاری که می خواستیم برای بانک ها انجام دهیم. ما حتی موهای خود را در آرایشگاه انجام دادیم.

- شرکت در این پروژه نیز برای مردم جالب است.

- بله ، آنها واقعاً آن را دوست دارند. این برای ما مهم بود. وقتی مردم متوجه می شوند چنین پروژه ای وجود دارد ، با کمال میل کمک می کنند. در اینجا دانش لرا از زبان ایتالیایی به ما بسیار کمک کرد.

- شما داشتید گرسنگی می کشید؟ یا همیشه موفق به یافتن چیزی شدید؟

- هرگز احساس گرسنگی نکردید. شاید به این دلیل که آنها همیشه در حال جابجایی بودند و فرصتی برای فکر کردن در مورد غذا وجود نداشت. ما در کافه ها ، دکوراسیون غذا می خوردیم ... و حتی یک نفر گفت که هر چیزی را در سوپرمارکت انتخاب کنید و هزینه خرید را پرداخت کرد. در آن لحظه ما خوشبخت ترین های جهان بودیم ( لبخند می زند ).

- فلان چیزهای ضروری وجود داردچه چیزی با خود ببرید؟

- همه چیز نسبی است. در طول آماده سازی ، من خواندم که شما قطعا باید یک کیسه خواب تهیه کنید ، اما چادر به سختی مفید است. حالا من هنوز یک چادر ساده می گرفتم. لباس گرم و بارانی به طور طبیعی مورد نیاز است. تنقلات سبک: میله و خورشت. شما می توانید حداقل لباس بپوشید.

- آیا در تیم اختلاف داشتید؟ مطمئناً برخی مشکلات وجود داشت.

- ما فهمیدیم که لحظاتی درگیری وجود دارد که نمی توان از آنها جلوگیری کرد. شما فقط باید تحمل کنید. هیچ دعوا جدی نکردیم. مگر اینکه لرا اغلب بگوید که توافق نتیجه ای نخواهد داد ، اما ما این کار را کردیم. اما مشکلی نیست.

- خوب است. اما هنوز از هم خسته شده اید؟

- در آستانه. اگرچه ، وقتی دو روز رایگان در آمستردام مانده بود ، با هم به پیاده روی پرداختیم. بنابراین ، ظاهراً ، ما خسته نشده ایم.

- آشنایان جدیدی را در کشورهای دیگر؟ آیا اکنون ارتباط برقرار می کنید؟

- بله ، کاملا. در رم با روس ها ملاقات کردیم. آنها برای ما نامه نوشتند ، پرسیدند آیا به آنجا رسیده ایم؟ اکنون با آنها ارتباط برقرار می کنیم. ما همچنین با تیم های دیگر دوست شدیم. ردبول می توانی درستش کنی؟ - این رقابت نیست ، این دوستی است. اگر ما به طور تصادفی با تیم دیگری ملاقات کردیم ، بلافاصله دویدیم ، همه را بغل کردیم و گفتیم. آنها با برزیلی ها به یکدیگر زبان آموختند ، آواز خواندند ، رقصیدند و حتی یک نبرد رپ ترتیب دادند. اکنون ما در شبکه های اجتماعی در حال ارسال پیامک و اغلب درمورد عکسهای یکدیگر هستیم.

- آیا قبلاً چنین تجربه های سفر داشته اید؟ ما همه وقت منتظر چیزی هستیم ، اما اکنون فقط به ذهنم خطور کرده است که شما می توانید بدون داشتن پول زیاد سفر کنید.

هک های زندگی:

  • در ایتالیا یا سوئیس از اتومبیلرانی استفاده نکنید.
  • مردم برای تقاضا در بینی ضربه نمی زنند. از پرسیدن و گفتگو خجالتی نباشید.
  • پول مهمترین چیز نیست. می توانید در مورد همه چیز توافق کنید.
  • همراه داشتن بارانی و کیسه خواب را فراموش نکنید. واقعاً مهم است.
  • در مکان های جدید بسیار باهوش و باز باشید.
پست قبلی تجربه شخصی: من می توانم بدوم چون می توانم
ارسال بعدی کودک کشتی از نووسیبیرسک. ورونیکا کمنوا و پیروزی های او روی تاتامی